سفارش تبلیغ
صبا ویژن

پشت جلد

همیشه آنگونه که می گویند نیست!

همیشه آنگونه که می گویند نیست!

برخی کم نقد پذیرند

کمی از افراد نقد پذیرند

کمی از نقد ها قابل پذیرش است

کم نقد شنیده می شود

نقد سازنده کم است

و .....

نقد را می توان همان تحلیل تعریف کرد و می دانیم که همه‌ی تحلیل ها کاملا دقیق و منطبق بر واقع نیست چون ممکن است شخص فقط از نگاه و دید خودش تحلیل کرده باشد و این امری بسیار طبیعی و قابل قبول است.

خیلی ها تکلیف خودشان را با تحلیل های مختلف روشن کرده اند آنها را خوب می شنوند و دوباره خود به تحلیل آنها می نشینند آنچه که دریافت می کنند برایشان ارزشمند است، چون توجه و تحلیل دیگران  اهمیتشان را به آنها نشان می دهد و این سرمایه ای گرانبها می باشد و می تواند مصداقی از کلام رسول خاتم در مورد اهتمام ورزیدن به امور همدیگر باشد.

اگر  اینگونه بنگریم شاید این شود که:

بسیاری نقد پذیرند

پذیرش نقد بسیار است

بسیار نقد شنیده می شود

بسیاری از نقدها قابل شنیدن است

بسیاری به دنبال شنیدن نقد دیگران اند

و ...

البته این گونه نگریستن هم می تواند آفت زده شود که باید مراقب بود تا...

 

 


فقط سایه بزن

سلام

ببخشید کمی دیر اومدم ولی حرف برا گفتن زیاد دارم.

این روزها تنور انتخابات خیلی داغه! اونقدر که گاهی اوقات  افراد به جای نون صورت همدیگه رو هم به تنور می چسبونن و یا هر جوری دیگه ای که بتونن از خجالت هم در میان، مثل اینکه یه دفه وسط بازی قواعد رو عوض کنن یا اینکه بی خود و بی جهت یادشون بره، خلاصه راه زیاد داره تا اینکه بتونی طرفت رو دور بزنی یا اینکه اصلا بزنیش! 

فقط سایه بزن!

این یه اصطلاحی است که مربی ها در برخی از ورزش های رزمی ازش استفاده میکنن و بیشتر هم برای افراد مبتدی بکار گرفته میشه جای که می خوان با هم مناظره! ببخشید مبارزه کنن، البته حرفه ای‌ها هم گاهی از این کارها میکنن. آخه اینطوری نیست که هر کی سایه بزنه مبتدی باشه، شاید همین تهمت ها به افراد حرفه ای باعث میشه که گاهی وسط سایه زدن یادشون بره که حرفه ای هستن.

مناظره ی بعضی ها( منظورم اونا نیست ها! یه وقت اشتباه نکنی) که با سوت صدا و سیما  شروع شد تمام حرف داور این مناظره داغ!گیج شدم این بود که فقط سایه بزنید ولی بعضی ها که خیلی حرفه‌ای بودن بهشون برخورد و یه کمی بیشتر از سایه رو هم زدن!

 

سایه زدن


نقد و اخلاق

حیوانات گاهی کارهایی میکنند که نمیشه به راحتی اونها را به زبان آورد چه برسه به اینکه نشون داد ولی اونا بدون هیچ توجه ای مشغول کار خودشون میشن و بعدش هم یه بادی تو قب قب می ندازن و به راهشون ادامه می دن.

با خودم گفتم اینا که این قدر از اخلاق دورن شاید علت نقد پذیریشون همین باشه آخه اونی که به این راحتی و جلو چشم دیگران این کارا رو میکنه چه واهمه ای از نقد می تونه داشته باشه.

 


دور از جناب شما

 

گفتم که شاید جنبه حیوانات خیلی بالا است که این گونه اجازه نقد داده اند، شاید!

ولی این هم به ذهنم رسید که ممکن است حیوانات نمی فهمند و یا به عبارت دیگر نفهم هستند که می گزارند به این راحتی آنها را مورد تاخت و تاز نقد قرار دهند اصلا برای حیوانات فهمی در نظر گرفته نشده است تا بفهمند و از این روست که انسان آنها را مخاطب خود قرار داده و هر چه دلش خواسته به این حیوانات زبان بسته بی دریغ و کم و کاست بسته و حتی یک بلا نسبت خشک و خالی هم روی  لبانش ننشسته.

روزی شخصی را دیدند که دستان خود را ستون کرده و سر خود را در چشمه ای فرو برده( مانند حیوانات) و مشغول آب خوردن است شخص دیگری که از آنجا عبور می کرد گفت اینگونه آب نخور بی عقل می شوی او در جواب با تعجب بسیار گفت عقل چیست؟! عابر تاملی کرد و گفت تو مشغول آب خوردنت باش! و با خود گفت کار این بیچاره از این حرف ها گذشته است، سر خود را پایین انداخت و به راه خود ادامه داد.

پس ممکن است اینگونه بگوییم که حیوان نمی فهمد و یا فهمی ندارد که بفهمد و در هر صورت این سبب می شود که نقد را پذیرا باشد و قبول کند.

ادامه دارد...

 


با اجازه از حیوانات

    نظر

 

اگر حکایت ها و داستان های کهن و شاید نو و جدید را خوانده و دیده باشید می بینید درصد قابل توجهی از آن حکایت ها درمورد پرندگان، چرندگان، خزندگان و... خلاصه حیوانات است.

خیلی ذهنم را مشغول کرد که چه شده است، حکایت کم آورده ایم که رفته ایم سراغ حیوانات و یا آدم و انسان کم آورده ایم که بنویسند و یا در مورد آنان بنویسیم و یا حیوانات دست در کار نوشتن برده اند و یا آدم ها نگذاشته اند در مورد آنها بنویسند و یا ....

اولین موردی که به ذهنم آمد این بود که دم حیوان گرم که با همه حیوانیتش باز هم چقدر جنبه و سعه صدر دارد که می شود و می گذارد این مسائل را در موردش بیان کرد، خیلی مهم است که حیوان نقد را به راحتی قبول می کند واقعا حیوانات این قدر با جنبه هستند و می فهمند، ظاهرا و با توجه به حکایت ها شاید بشود این را گفت.

انسان با همه کبکبه و دبدبه اش در نقد پذیری دست به دامن حیوان زده است و در حکایت هایش از حیوان مدد گرفته است!

ادامه دارد.....